عبد الحسين نوايى

100

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

ايران را نيز داخل ولايت فسيحة الارجاى خود دانند و اين نام نيك و احسان بىپايان تا انقراض زمان جهت ايشان باقى خواهد ماند . از بزرگان آنچه مىماند به جا نام است و بس و در اين وقت اخلاص نامچه در باب مراتب مسطوره به خدمت با سعادت آن عم عالى مقدار و اعظم سلاطين نامدار قلمى و به جهت تشييد مبانى دوستى و تجديد مراسم يكجهتى و تقديم لوازم شكرگزارى ، ايالت و شوكت پناه ، حشمت و جلالت دستگاه ، عالى جاه صوفىزادهء قديم اين خاندان ولايت نشان ، ولى محمد خان بيگدلى شاملو « 1 » را كه از جملهء صوفى زادگان عقيدت نشان اين آستان خلافت مكان بود ، به امر سفارت تعيين و به عنوان مسارعت و استعجال روانهء دربار عظمت مدار و عتبهء گردون وقار آن خاندان معدلت شعار نموده مشافهة نيز سفارشات چند به سفير مزبور شده كه در محل مرغوب و مناسب ، در حضور آن دستور به خدمت عاكفان سدة سنيه عرض نمايد كه به عنايت قادر سبحان ، بعد از اعلام مجدد ايشان و انتظام امور بقيه خراسان به موافقت سرعسكران ايشان ، در دفع و رفع افغان قيام و اقدام نمائيم . طريقهء انيقهء دوستى و يكجهتى مقتضى آن است كه همواره در استحكام بنيان دوستى و موالات طرفين و اشتداد اركان مصادقت و مصافات جانبين و استوارى

--> ( 1 ) - در خصوص اين شخص ، آذر بيگدلى ، در تذكرهء آتشكده ذيل كلمهء « مسرور » مىنويسد : اسم شريفش ولى محمد خان عم مؤلف از اعاظم خواتين بيگدلى . در عهد شاه طهماسب ثانى به سفارت روم مأمور و حكومت كرمان و آذربايجان نيز كرده . در سنه 1147 در زمانى كه نادر شاه طهماسب را از سلطنت خلع كرده در حكومت لار در دست اشرار شهيد شده . . . حضرتش در اصفهان تحصيل كمالات كرده شوق بسيار به نظم اشعار داشت و شعر را خوب مىفهميد . . . ( آتشكده چاپ دكتر شهيدى 415 ) و نيز رجوع شود به رياض الشعراى عليقلى خان واله كه آشوب لار را زير سر شيخ محمد على حزين معروف دانسته در شرح حال حزين لاهيجى .